تاريخ : چهارشنبه 10 مهر 1392 | 17:54 | نويسنده : moderooz1
یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ما دوره گرد
داد می زد کهنه قالی می خرم دسته دوم جنس عالی می خرم
کاسه و ظرف و سفالی می خرم گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شاکر شدم از زندگیت
بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت آقا سفره خالی می خرید؟
تاريخ : یکشنبه 07 مهر 1392 | 17:05 | نويسنده : moderooz1
مراقب باش !
وقتی سوار بر تاب زندگی شدی،
دست روزگار هلت می دهد؛
ولی قرار نیست تو بیفتی!
اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی،
اوج می گیری...به همین سادگی...!
تاريخ : یکشنبه 24 شهریور 1392 | 09:58 | نويسنده : moderooz1
هیچکس با بخشیدن کوچک نمی شود
وگرنه خداوند انقدر بزرگ نبود ...
تاريخ : یکشنبه 10 شهریور 1392 | 11:03 | نويسنده : moderooz1

مانند پرنده باش
که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید
و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،
اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد
زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.

تاريخ : شنبه 09 شهریور 1392 | 10:16 | نويسنده : moderooz1
زندگی كن...
حتی اگر بهترین هایت را از دست داده ای
زیرا این زندگی كردن است كه
بهترین های دیگر را برایت می سازد..

تاريخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392 | 10:05 | نويسنده : moderooz1
ارزشــمند ترین مـــکان ها در دنیا:
در فکــــــر کسی ...
در قلـــــــب کــــسی ....
در دعـــــای کسی ....
تاريخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392 | 09:52 | نويسنده : moderooz1
تو كلاس درس خدا:
اونی كه ناله میكنه رد میشه.
اونی كه صبر میكنه قبول میشه.
اما اونی كه شكر میکنه شاگرد ممتاز میشه!
بیا شاگرد ممتاز باشیم.....
تاريخ : سهشنبه 05 شهریور 1392 | 11:04 | نويسنده : moderooz1
زنــــــــــــــــــــــدگیــــــــــ
شـــــــــبیه یکـــــــــ رویــــــای شـــــیرینــــــ استـــــــــــــ
کـــــــــــه
یکبــــــــــار اتفــــــــــاقــــ می افـــــــــــــتد
و هـــــــرگز تکـــــــــــــــرار نمیـــــــــــــــــــــشودــ
تاريخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 | 19:42 | نويسنده : moderooz1
خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را،
یکی آهسته می گوید کنارت هستم ای تنها ...

تاريخ : جمعه 04 مرداد 1392 | 12:22 | نويسنده : moderooz1

چهار چیز است که نمیتوان آنها را بازگرداند
سنگ … پس از رها کردن!
حرف … پس از گفتن!
موقعیت… پس از پایان یافتن!
و زمان … پس از گذشتن!
